عبد الكريم بى آزار شيرازى

64

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى)

بودند و روى آن طالع ، غيب‌گويى و پيش‌بينىهايى مىكردند . « 1 » قوم حضرت ابراهيم ( ع ) در اور بابل ، معتقد به خدايى خورشيد و ماه و ستارگان در آسمان و بتها به نمايندگى از آنها در زمين بودند . خورشيد را خداى بزرگ و مريخ را گذشته از جنبهء الوهيت ، فرزند اهورامزدا مىدانستند . ستاره‌پرستان بابل ، خورشيد و ماه و پنج سيّاره را مسكن و مظهر قدرت خدايان تصوّر مىكردند و معتقد بودند كه ستارگان در خير و شرّ و سود و زيان مردم مؤثّرند ؛ ازاين‌رو براى تقرّب به خدايان ، براى هر ستاره بتى مىساختند و در بتكده‌ها مورد پرستش قرار مىدادند و براى آن قربانى مىكردند . آنها در نقاط مختلف آتشكده‌هاى بسيارى بنا كرده بودند كه هميشه فروزان و مورد تقديس و احترام مردم بود و در آن همه روز بخور دود مىكردند . بابليان براى دست يافتن به پيشگويى و طالع بينى ، ماه و خورشيد و پنج سيّارهء شناخته‌شدهء آن زمان را به خدايى مىشناختند و از روى حركات آنها از آينده خبر مىدادند . گفته مىشود تقسيم هفته به هفت روز از كلدانيان است ؛ زيرا در هفته يك روز را به ستايش خورشيد ، يك روز را به ستايش ماه و پنج روز ديگر را به پرستش پنج سيّاره‌اى كه مىشناختند ، اختصاص داده بودند . « 2 » اكنون همراه با باستان شناسان در پرتو نور قرآن به سرزمين حضرت ابراهيم ( ع ) شهر اور بابل مىرويم و ستاره‌پرستان و بت‌پرستان بين النهرين و مبارزه حضرت ابراهيم ( ع ) قهرمان بت‌شكن تاريخ را از نظر مىگذرانيم : جنبهء هدايت و تربيت خورشيد و ماه و ستاره در قديم بسيارى از مردم ماه و خورشيد و ستارگان را نه تنها راهنماى خود در مسافرتها مىدانستند و به عنوان كاروان‌سالارى آسمانى از آنها استفاده مىكردند و آنان را در رشد و پرورش نباتات و حيوانات و انسان مؤثر مىدانستند ، بلكه در تربيت و هدايت تشريعى

--> ( 1 ) . فرهنگ قصص قرآن ، ص 34 . ( 2 ) . فرهنگنامهء بابل ، ص 229 .